خرید بک لینک

از اردیبهشت تاحالا....

خردادیه نمونه برداری کوچیک داشتم ک یک ماه عذاب کشیدم

تاجوابش بیاد ک شکر خداخوب بودخروجی واین ماه دارم اخرین

دوره درمانو میگذرونم.

تیربه عذاب خروجی نمونه وعزاداری در روستاگذشت

راستی ارشدم مجاز شدم والان درعذاب حاصل اونم بسرمیبرم

با اینکه به احتمال۹۰درصد همونجایی ک خودم میخوام قبول

میشم هرچندکه اصلاقصدخوندن ارشد نداشتم اینم چون میم

سرخود واسم ثبت نام کرده بود رفتم امتحان دادم بماند که تازه

شب کنکور یادم اومد روز آیندهامتحان ارشد دارم وفقط واسه اینکه پول

میم حروم نشه رفتم سرجلسه واصلا فکر نمیکردم مجازشم

مردادم که به آرزوم رسیدم و واسه اولین بار اربعین رفتم کربلا❤

البته سومین باربود ک میرم کربلا،اگه گرماشوفاکتور بگیرم خیلی

سفر خوبی بودخودم اذیت شدم از گرما ولی خانم کوچولو دایم

توخنکی بودوشکرخدااذیت نشد.

واماااا شهریور

امروز مثلاخیرسرم استارت خونه تکونیه پاییزه زدم وازصب

تاحالا جزتمیز کردن کشوهای آشپزخونه کار دیگه ای نکردم

واصلا حس تکون خوردن ندارم وکلی کار دارم که مونده

اصلا خونه دروضعیت جالبی نیست‍♀️

بااینکه میم رفته روستاوزمان آیندهمیاد وخانم کوچولوهم رفته

پیش عمش ومن دقیقا آزادم ولی انگار گشادیسم مفرط گرفتم

بنظرم الان بشینم جودی ابوت ببینم بعدش خودمو یه تکونی بدم

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 17:21

صفحه بندی